شبکه خیانت خانگی!
✍️جبار آذین
فساد و تباهی و انحراف و تخریب باورها و فرهنگها و آیینها و مناسبات اخلاقی انسانی و اجتماعی از جمله عوارض سیاه جوامعی است که بر آنها به جای معرفت، دانش و فرهنگ،سرمایه،سود و سوداگری و بیعدالتی حکومت میکند و در ایران ما بهرغم طرح و تلاش برای تثبیت و جاری شدن باورها و اعتقادهای ملی و دینی،به دلیل سلطه انواع افراد و باندها و جریانهای سیاسی، اقتصادی،جدالهای بزرگ سرمایه و سیاست با فرهنگ و معنویت در بستر دوران گذار کشور از سنت به مدرنیته جاری است و اثرات و ثمرات آن را در همه جا بهویژه عرصههای فرهنگ و هنر و زندگی خانوادهها و رفتارها و برخوردهای نسلهای نوجوان و جوان میتوان دید.
در چنین جامعهای،همه چیز در خدمت سرمایه و منافع و سوداگری است و جلوه تباه آن را در تولید و نمایش آثار هنری در رسانههای تجارتپیشه سینما و سیما و شبکه خانگی میشود نظاره کرد.
تولید فیلمها و سریالهای ضد فرهنگی و ضد اخلاقی که تخریبگر فرهنگ و مناسبات اجتماعی و خانوادگیاند و توسط بیهنران،هنرفروشان و هنرمندان متوسط وابسته به طیفهای اشرافی جامعه که اغلب از منظر هنری ضعیفاند و از نظر مضمون و محتوا ربطی به زندگی،مناسبات و فرهنگ ایران زمین ندارند و آگاهانه در مسیر فرهنگسوزی،آسیبرسانی و انحراف تفکر و سبک زندگی ایرانی و ملی و اسلامی قرار دارند و با حمایت کلان سرمایهداران و برخی مقامداران رسمی و غیر رسمی تولید میشوند،نشانگر حرکت برنامهریزی شده دشمنان ایران و ایرانیان بهویژه نوجوانان،برای نابودی فرهنگ و معنویات و اخلاق و باورها و زندگی سلامت مردم است.
گرچه این ویرانیها محصول نظام پولسالار است،اما وجود افراد و جریانها و باندهای سوداگر،سودپرست و تاجرپیشه که قبله و مرکز فرماندهی آنها دشمنان و بیگانگان هستند در بروز این وضعیت ناگوار نقشهای عمده دارند.
آنچه در سینما و تلویزیون به نمایش در میآید،از زاویه مضمون و محتوا،سمت و سوی تخریب فرهنگی و خانوادگی و اجتماعی دارند و چون نامدیران فرهنگ و هنر و مردمناشناس بر آنها حکومت دارند،این روند تباه،همچنان در آنها ادامه دارد.
از این بد و سیاهتر اوضاع تولید در شبکه خانگی است که انبوه مضامین ضد ایرانی سریالهای آن،خانوادهها و فرهنگ و جامعه را هدف تخریب قرار دادهاند.
نگاهی گذرا به تولیدات این شبکه که تاسیس و بودن و عملکردهایش مسئلهدار است،نشان از حضور و برنامهای ویرانگر جهت نابودی زندگی ایرانیان را نمایش میدهد.
محتواها و مضامین سریالهای شبکه خانگی،مملو از خشم و خشونت و خیانت و جنایت و روابط ضد اخلاقی و مناسبات ضدانسانی و اجتماعی است.تا حدی که انگار عدهای ماموریت دارند تا با تماشا و کپیبرداری از روی فیلمها و سریالهای منحط و فاقد ارزش ماهوارهای و تلویزیونی خارجی بخصوص محصولات مبتذل ترکیهای برای هنر فروشان داخلی،برنامه تولید مهیا نمایند و این جماعت هم از روی آنها،چیزهایی به عنوان سریال ایرانی بسازند.
سریالهایی که اساسا هیچ ربطی به هنر و فرهنگ ملی و زندگی و آیینهای ملی و مردمی و دینی ایرانیان ندارند.
نمونه این مضامین ضد ایرانی را میتوان در سریالهایی مانند: هزار و یکشب، بیعاطفه،هفت،بیست و یک و….مشاهده کرد و برای تواناییهای هنرمندان راستین کشور که بیکارند،سرمایههای به یغما رفته وطن،وجود نامدیران و نامسئولان صندلی نشین حوزههای اقتصاد،فرهنگ، سیاست و ملت دلتنگ کشور تاُسف خورد.
پرسش اینکه،این اوضاع تیره و تار و سیاه تا چه زمانی در کشور میخواهد تداوم داشته باشد و مردم و اهالی ملی و مردمی هنر،قلم و فرهنگ و فرهیختگان جامعه تا کی میتوانند این وضعیت را تحمل کنند؟!
ایران از داخل در مسیر انهدام و انفجار قرار دارد.بیدار شویم و خود به خوابزدگان را هم اگر همچنان نقد و اصلاح ناپذیرند و خود را به خواب میزنند از عرصههای قدرت و مدیریت و اداره امور کشور حذف کنیم.
جبار آذین (منتقد و مدرس سینما)
دیدگاهتان را بنویسید