شنبه / ۲۱ شهریور / ۱۴۰۵ Saturday / 12 September / 2026
×
جامعه امروز بیش از همیشه نیازمند هنر و ادبیات است
نغمه بی زارگیتی نقاش و مترجم گیلانی:

جامعه امروز بیش از همیشه نیازمند هنر و ادبیات است

نغمه بی زارگیتی نقاش و مترجم گیلانی:

جامعه امروز بیش از همیشه نیازمند هنر و ادبیات است

نغمه بی‌زارگیتی از نقاشان و مترجمان گیلانی است که در هر دو عرصه حضوری فعال دارد. وی که دارای مدرک کارشناسی معماری و کارشناسی ارشد معماری داخلی از دانشگاه آزاد تهران جنوب است، تاکنون در چندین نمایشگاه انفرادی و گروهی حضور داشته است.
جامعه امروز بیش از همیشه نیازمند هنر و ادبیات است

نغمه بی‌ زارگیتی از نقاشان و مترجمان گیلانی است که در هر دو عرصه حضوری فعال دارد. وی که دارای مدرک کارشناسی معماری و کارشناسی ارشد معماری داخلی از دانشگاه آزاد تهران جنوب است، تاکنون در چندین نمایشگاه انفرادی و گروهی حضور داشته است.

اخیرا کتاب «بر انعکاس واژه ها» مشتمل بر آثار پنج شاعر مطرح جهان، با ترجمه وی به بازار کتاب عرضه شده که به همین بهانه گفت‌وگویی با این هنرمند و مترجم انجام داده‌ایم:

نغمه بی‌ زارگیتی ابتدا درباره انگیزه های چاپ اولین کتابش گفت: شعری از لورکا را با عنوان “دریا خندید در دوردست” ترجمه و صدای شاملو شنیدم و خیلی به لورکا علاقمند شدم. پس از آن اشتیاق زیادی نسبت به آثارش در من ایجاد شد و تصمیم گرفتم کتابی با زبان انگلیسی از لورکا را بخوانم تا اشعارش را بتوانم خالص تر درک کنم، بدون اثری که شاملو از خود در ترجمه‌هایش گذاشته است. و بعد انگیزه ای در من ایجاد شد که ترجمه آن را انجام دهم. اولین شعر را ترجمه کردم و با تشویق پدرم (مسعود بی‌زارگیتی) مواجه شدم. ترجمه آثار لورکا به مثابه یک پروژه برای من بود و زمان زیادی را درگیر آن بودم چون آثار لورکا توسط بزرگانی مانند شاملو و بیژن الهی ترجمه شده که هر کدام سبک خاص خود را داشته اند و من برایم‌ مهم بود که اثری از این دو مترجم در برگردان شعرها نگیرم.

وی ادامه داد: انتخاب شعرها و همینطور شاعران براساس ارتباطی که با هرکدام‌ می‌گرفتم صورت گرفته است.

وفاداری به اصل سروده شاعر، مسئله مهمی در کار ترجمه است. مثلا در ارتباط با اشعار لورکا شاملو ترجمه‌های بسیار اثرگذاری دارد اما در جاهایی به شعر اصلی وفادار نبوده و ردّی از خودش در ترجمه برجای گذاشته است. ترجمه ‌ی بیژن الهی را که خواندم بسیار حرفه‌ای بود و با دایره‌ی واژگان بسیار گسترده‌اش دست به ترجمه زده است و شاید کمی از شاعرانگیِ شعر کاسته!

من سعی کردم در ترجمه‌ ام تعادلی بین حفظ بار احساسی شعر و انتخاب واژگان‌ مناسب ایجاد کنم و همچنین به اصل وفاداری به سروده‌ها مقید باشم.

بی‌ زار‌گیتی اضافه کرد: این کتاب از پنج شاعر مطرح جهان که از ملیت های مختلف هستند که این پروسه‌‌ سه چهار سالی طول کشید تا آماده‌ی چاپ شد.

خوشبختانه با بازخوردهای خوبی مواجه بودم، از جمله خانم لیلی گلستان که از نویسندگان و مترجمان بنام ایرانیست، نکات مثبتی را درباره آن بیان کردند. این مترجم گیلانی افزود: یکی از فاکتورهایی که ترجمه یک شعر برایم دارد این است که بتوانم با آن شعر ارتباط بگیرم. برای من ترجمه این کتاب یک اتفاق دلی بود. ترجمه؛ ارتباط برقرار کردن با جهان یک شاعر است، شاعری که شاید حتی در قید حیات هم نباشد، اما شعرش زنده است.

وی خاطرنشان کرد: جامعه در شرایط فعلی نیازمند هنر و ادبیات است، هر جامعه ای اگر به سمت آگاه‌تر شدن پیش برود خیلی از مسایل در آن، حل می شود و این آگاهی باید از جایی بیاید. انسان با مطالعه و فهم آنچه می‌خواند به این آگاهیدست می‌یابد. من خیلی چیزها را مدیون مطالعه هستم. نغمه بی زارگیتی که در زمینه نقاشی هم کارنامه خوبی دارد و تاکنون در سه نمایشگاه انفرادی و پنج نمایشگاه گروهی شرکت داشته درباره بحث سبک و آموزش در نقاشی گفت: به طور شخصی اعتقاد به آموزش به آن مفهوم رایج ندارم. آموختن یک سری اصول برای اینکه فرد ابزاری برای خلق داشته باشد لازم است، اما باید آنها را پس از آموختن، فراموش کند و تنها یک اثری از آن آموزه‌ها در ذهنش بماند. زیاد مقید بودن به تکنیک ها، فرد را اسیر می‌کند.

وی افزود: هنر و نقاشی چیزی نیست که شما بروی دنبال آن و تولیدش کنی، بین “تولید” اثر و “خلق” آن تفاوت زیادی وجود دارد. هنرمند باید دست و بیشتر از آن نگاه خود را تربیت کند.

اگه فرد از قبل تعیین کند که باید در چهارچوب اصولی که یاد گرفته نقاشی کند صرفا به تولید پرداخته است. اینکه در آموزش بگوییم تو باید حتما فلان سوژه را اینطور و در این چارچوب بکشی، من این را رد می کنم. نقاشی خودش باید اتفاق بیفتد. خیلی ها تلاش دارند تا هنرمند را در یک چارچوبی بگنجانند و این درست نیست. ما باید جوری ذهنمان را پرورش دهیم که بتوانیم خارج از چارچوب‌های همیشگی نگاه کنیم تا بتوانیم پرسش های جدیدی مطرح کنیم.

اینگونه است که خلق میسر می‌شود.

این نقاش گیلانی تصریح کرد: درک مخاطب و اینکه چه احساسی از اثر برداشت میکند، مهم ترین چیز است. مواجهه با مخاطبی که موشکافانه آثار را نگاه و احساسش می‌کند، به نظرم حرمت انگیزترین چیزی است که یک هنرمند می خواهد. اثر هنری باید مخاطب را به چالش دعوت کند.

وی در نهایت اضافه کرد: ” من با نقاشی روان خودم را هرچه بهتر می‌آرایم و به درک بهتری ای خودم می‌رسم.”

گفتگو: اکبر حیدرپور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *